تبليغاتX
جملات عاشقانه و عارفانه
جملات عاشقانه و عارفانه
زندگی شوق رسیدن به همان فرداییست که نخواهد آمد.... 
قالب وبلاگ
وعده دادم که به تو سر نزنم

برسم تا دم در در نزنم

قول دادم به غزل های خودم

زل به چشمان تو دیگر نزنم

این چه رسمی ست که باید یک عمر

حرف خود را به تو آخر نزنم

برو ای عشق برو تا اینکه

روی دستان تو پرپر نزنم

 

 

 

 


 


[ سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391 ] [ 18:14 ] [ محمد ] [ ]
قسمت این است که در فاصله ها پیر شویم

یا اسیر شب تنهایی تقدیر شویم

قسمت این است که یک عمر مسافر باشیم 

تا از این دور زدن های زمان سیر شویم


 

 


 


[ دوشنبه چهارم اردیبهشت 1391 ] [ 18:9 ] [ محمد ] [ ]
باید از عشق بسازم غزلی قابل تو

غزلی ناب و صمیمانه به وزن دل تو

دلی از جنس بهار است که تقدیم تو باد

سبز باشی و دلت خانه پاییز مباد

 

 


 



[ دوشنبه دهم بهمن 1390 ] [ 18:2 ] [ محمد ] [ ]
بی تو این فاصله ها طاقت من را برده

ساعتم زنگ زده عقربه هایش مرده

کاش باور کنی از دوری تو دلتنگم

این دل خسته ام از دوری تو پژمرده



 

 


 


[ یکشنبه نهم بهمن 1390 ] [ 23:30 ] [ محمد ] [ ]
قایقی بی ناخدا بر روی دریا می شوم

من نمی دانم چرا تنهای تنهای میشوم

روز و شب در کشتی عشق تو پارو میزنم

یا به ساحل میرسم یا غرق دریا میشوم.

 

 






[ جمعه هفتم بهمن 1390 ] [ 22:17 ] [ محمد ] [ ]

به کسی اعتماد کن که سه چیز را در تو تشخیص دهد:


اندوه پنهان شده در لبخندت

عشق نهان شده در عصبانیتت

معنای حقیقی سکوتت





[ جمعه هفتم بهمن 1390 ] [ 22:3 ] [ محمد ] [ ]
بغض نکن گریه نکن اگر چه غم کشیده ای


برای من فقط بگو خواب بدی که دیده ای


اگر که اعتماد تو به دست این و آن کم است

تکیه به شانه ام بده که مثل صخره محکم است

به پای صحبتم بشین فقط ترانه گوش بکن

جام به جام من بزن جام مرا تو نوش کن

ترا به شعر می کشم چو واژه پیش می روی

مرگ فرا نمی رسد تو تازه خلق می شوی




 

 


[ جمعه هفتم بهمن 1390 ] [ 3:47 ] [ محمد ] [ ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

روز مرگم هر که شیون کند از دور رو برم دور کنید
همه را مست و خراب از می انگور کنید
مزد غسال مرا سیر شرابش بدهید
مست مست از همه جا حال خرابش بدهید
بر مزارم مگذارید بیاید واعظ
پیر می خانه بخواند غزلی از حافظ
جای تلقین به بالای سرم دف بزنید
شاهدی رقص کند جمله شما کف بزنید
روز مرگم وسط سینه من چاک زنید
اندرون دل من یک قلم تاک زنید
روی قبرم بنویسید
وفادار برفت
آن جگر سوخته
خسته از این دار برفت..
آرشيو مطالب
امکانات وب